دوستان اگر حس میکنین که نوشته ها خیلی ریز هستند میتونین با نگه داشتن دکمه ctrl و چرخواندن قربیلک موس نوشته ها رو بزرگ کنید.

 

خب داداش رضا خلاصه هایی از اینکه چگونه این بحث شکل گرفتو ادمه پیدا کرد ،توضیح دادند(با تشکر)

منم از اونجایی ک میدونم خیلی ها حالو حوصله ی زیادی پای کامپیوتر خوندنو ندارن، سعی میکنم بحث ۲ساعتی رو تو یکی دو صفه جا کنم

بعله،بحث اولمون درباره ي بحث بود

اينكه چطوري ي بحث خوب انجام بشه؟؟؟

چ كارايي بايد تو بحث انجام داد چ كارايي نبايد؟؟؟

كه همين خلاصه نيز ميتونه جزء قوانين كلاس بحث باشه

بعد از راي گيري ك مشخص شد در مورد چ موضويي ميخوايم بحث كنيم،

 به ترتيب هر كي نظر خودشو در مورد اون بحث ميگه(نه زياد نه خيلي كم)

وقتي نظرات همه يك دور شنيده شد، ميريم سراغ داوطلبان براي بحث(خواهشا خودمونو كنترل كنيم ك وسط حرف يكي نپپپريم ، بلكه بلكه نظر خودمونو  يه جا بنويسيم تو ي موقع مناسب اونو به عرض (نه ب طول) همگان برسونيم،خیلی راحت)

در طول بحث سعي كنيم كه بحث به انحراف كشيده نشه،ك باعث طولاني شدن بحث و خستگي بي نتيجه شدن بحث ميشه.

ب عبارتي بحث رو ريشه ريشه نكنيم ، بحث سر يك موضوع،از اول تا اخر جمع بندي.

در پايان، جمع بندي و نتيجه گيري به گونه‌اي هست ك تمام افراد نظرات خودشون رو در مورد بحث و اين ك چه تاثيري روشون گذاشته بيان مي‌كنند.

همين

 

توي بحث دومي كه صورت گرفت ، مشخص شد همه ازدواج سالم و صحيح رو دوست دارنند.

بعضي‌ها بهش فكر ميكنند بعضي‌ها هم سعي ميكنند فكر نكنند. برا چي؟؟؟

برا اين ك الان با وضع خودشون و اجتماعشون شرايط ازدواج اصلا وجود نداره

وبراي اين كه بتونن فلا فراموشش كنن ؛ روزهاي هفته رو با كارو  ورزش و كتاب و درس پر ميكنند

-->روش خوبيه تازه تا قبل از ازدواجشون كلي خيلي زياد تجربه و پول و... به دست  ميارنو عقلشونم كامل تر شده.

ولي خوب تا كي تلاشو كارو  ورزش؟؟؟

بيايم ي زماني برا خودمون در نظر بگيريم و مكتوب كنيم كه تا اون زمان از پس زندگي خودمون بر بيايم.

 

ي گروه ديگه ميگفتن كه:

ازدواج ب همين راحتي نيس ك،‌ بايد خيلي در موردش تحقيق كرد و طرف مقابل رو خوب شناخت ( آقا شوخي ك نيس ؛ يكي دو سال ؛ بحث ي عمر زندگيه ) و زمان حدود 6ماه تا حتي بيشتر از 2سال صرف شناخت طرف مقابل بكنيم-->كه اين امر بر ميگرده به دوستي يا رابطه قبل از زدواج.

توي بحث به اين نتيجه رسيديم ك بيشتر اوقات اگر رابطه‌ي خيلي نزديك باشه دو طرف سعي مي‌كنند ك عيب‌هاي خود رو بپوشونند،كه بيشتر ب هم نزديك بشن.

خب اينجوري اگه دو طرف عادت كردنند ب اينگونه زندگي كردن كه خوبه ولي اگه بعد از ازدواج دوباره به اخلاق‌هاي قبلي خودشون برگردن ...

بعد از اين مشكل به اين نتيجه رسيديم ك اول بايد خودمونو خوب بشناسيم و براي خودمون معين كنيم كه چي ميخوايم ، چه طوري ميخوايم و از طرف مقابلمون چه انتظاراتي داريم .

و اينها رو حتما بنويسيم و ببينيم بعد از گذر زمان چ تغييري پيدا شده و به كجا رسيده.

و در پايان وقتي تمام تلاشامونو كرديم (آگاهانه با چشم و گوش و دل باز ) به خداي بزرگ توكل ميكنيم ، كه او تنها ياور هميشگيمان هست و بهترين‌ها را براي ما مي‌خواهد.

راستي آخر بحث  به اين موضوع هم اشاره شد كه اگه دختري هم بخواد ميتونه به شخصي پيشنهاد ازدواج بده ولي حتما ب صورت غير مستقيم.